اگر شما همیشه متعجب هستید که چرا در یک بحران رهبری باید به کسانی که در موقعیت رهبری هستند نگاه و گوش فرا دهید درحالی‌که به‌وضوح مشخص است که بسیاری از جنبه‌های رهبری باید باهم در هماهنگی یا هارمونی کامل باشد تا برای رهبران مؤثر واقع شود. از طرفی دیگر زمانی که رهبران نمی‌دانند چگونه به تعامل مؤثر دست پیدا کنند همه‌چیز و همه عناصر را برای تصمیم‌گیری تجزیه خواهند نمود.

بیاید شروع کنیم با این عنوان که چه چیزهایی رهبری نیستند!

رهبری تک‌صدایی یا تک‌نفره سخنرانی کردن نیست، رهبری بالای سر کسی فریاد نمی‌زند، رهبری منزوی نیست، در ضمن رهبری در یک حباب و یا خلأ خود را حبس نمی‌کند. رهبری متکبر و گستاخ نیست و مهم‌تر آنکه رهبری مفهومی بالاتر داشته و درباره رهبر نخواهد بود

آنچه ما در رهبران امروزی می‌بینیم کمی بیش از صحبت کردن در مورد خودخواهی است. آن‌ها با دیدن خود بر روی دوربین‌ها، خودشیفته می‌شوند آن‌ها فقط به صحبت‌های خود گوش فرا می‌دهند درحالی‌که فراموش می‌کنند شغل آن‌ها حل مشکلات خواهد بود نه بدتر نمودن و تشدید آن مشکلات.

بهترین نمونه‌های رهبرانی که در تاریخ مشاهده‌شده‌اند، از رهبرانی است که از عبارت «ما هستیم» به‌صورت پررنگ استفاده نموده‌اند و بر روی این عبارت شدیداً تأکید و عمیقاً از آن مراقبت و بسیار فراگیر و همدلانه با آن برخورد داشته‌اند.

ترس رهبری از اشتباه کردن نیست اما فکر ترس از مرگ است که باعث به وجود آمدن اشتباه و ندانستن آن موجب مرگ روند رهبری خواهد شد.

بهترین رهبران علاقه‌مند نیستند بدانند که چه کسی در حق است، بلکه علاقه‌مندند بدانند که چه چیزی درست است، آن‌ها نه‌تنها نظرات مخالف را در آغوش می‌گیرند بلکه دنبال خلق فرصت در هر مجالی خواهند بود.

رهبران واقعی در هنگام یادگیری برای سهولت در امر یادگیری فراموش می‌کنند که رهبر هستند و شاید مهم‌تر از همه اینکه آن‌ها هرگز از فرصت‌های که به‌عنوان بحث و صحبت و گفتگو یا مناظره در مسیرشان قرار می‌گیرند را از دست نمی‌دهند. رهبران می‌دانند که تنها رهبری است که به‌عنوان بهترین توانایی برای تعامل، گوش دادن، تشخیص و عمل در دسترس خواهد بود.

در این مقاله سعی شده یک تصویر کاملاً بی‌عیب و نقص از رهبران، چه در سیاست و چه در کسب‌وکار را توصیف کنیم.

در زیر هشت راه توسعه رهبری واقعی را بررسی می‌نماییم:

  1. نه درباره پلتفرم:

پلتفرم در لغت به معنی بنیان یا اساس هست، معتقدیم که پلتفرمی برای مردم وجود ندارد. شما نباید پلتفرمی از هدایت، برای هدایت مردم ایجاد نمایید، این موضع برای رهبران واقعی آسان خواهد بود. به عبارتی آن‌ها بر روی مردم تمرکز می‌کنند نه بر روی چیزی دیگر. رهبران واقعی می‌دانند و درک درستی از این موضوع دارند که بدون در نظر گرفتن استعداد عالی و پستی‌وبلندی‌های دولت‌ها، بهترین تدابیر و استراتژی‌ها به شکست مبدل خواهند شد.

رهبران پخته، بنیان و پایه یا پلتفرم را درک می‌کنند، نه رفع مشکلاتی را که توسط مردم یا تیم ایجاد می‌شود. به عبارت ساده‌تر هرگونه مشکل رهبری، مشکل مردم یا تیم در سطوح مختلف خواهد بود و هر پیروزی در رهبری پیروزی مردم یا تیم تلقی خواهد شد.

  1. هنر «و» نه «یا»:

بهترین رهبران به دام فکرهای «این» یا «آن» نمی‌افتند. این‌یک الگوی غلط ساخته‌شده با اصول نادرست فکری یا عقلانی خواهد بود. بهترین رهبران به‌ندرت به یک علت به‌تنهایی نگاه می‌کنند، در حقیقت آن‌ها با پهلوی هم قرار دادن مجموعه‌ای از دلایل مبادرت به تصمیم‌گیری می‌نمایند

استفاده از چهارچوب فکری «این» یا «آن» یک مدل تصمیم‌گیری محدودکننده به‌حساب خواهد آمد و مانع خلاقیت فکری و نوآوری می‌شود.

شما فرصت خواهید داشت و می‌توانید مجدد مشاهده کنید که بهترین رهبران فکر می‌کنند و از چهارچوب «این» یا «آن» استفاده نخواهند کرد، شغل یک رهبر خلق، گسترش و حفظ گزینه‌ها خواهد بود نه محدود کردن آن‌ها.

  1. حضور در همه‌جا (مثل خدا)

در فیلم‌ها ارتش فقط در یکجا حضور دارد. شکی نیست که یک رهبر خوب می‌تواند توانایی بالاتری ازآنچه یاد شد، از خود نشان دهد؛ اما همچنین شکی نیست که فرهنگ رهبری می‌تواند خیلی بیشتر از توانایی یادشده صورت پذیرد. روند رهبری که نتواند حائز این درجه‌بندی شود واقعاً رهبری نیست. شما همیشه می‌توانید رهبران بزرگ را در نظر بگیرید زیرا که آن‌ها بر دیگران مسلط نمی‌شوند، بلکه به ارتقا دیگران کمک می‌کنند.

وقتی در شک هستید همه‌جانبه فکر کنید نه به‌صورت منزوی و واحد. رهبری مانند یک کالای کمیاب نباید باشد. بسیاری از شرکت‌ها به‌اشتباه با رهبری مانند یک نقش سری و محرمانه رزرو شده برای ممتاز نگه‌داشتن رهبری رفتار می‌کنند، حال‌آنکه سازمان‌های سالم متوجه شده‌اند که رهبری باید به‌عنوان یک کیفیت فراگیر در دسترس همگان قرار گیرد. آن‌ها متوجه شده‌اند که هر شخص باید هدایت شود، حتی اگر مردم تنها مسئول رهبری خودشان باشد، باز باید در مسیر هدف هدایت شوند.

  1. بدون صدا ناشنوا

شما به‌ندرت با رهبری موفق مواجه خواهید شد که گوشی حلبی داشته باشد، بهترین رهبرها از افکار و احساسات کسانی که در خدمتشان هستند و احساساتی که نیاز دارند آگاه هستند. آن‌ها گوش می‌دهند، همدل، متعهد و قدردان هستند. آن‌ها با شما مانند یک همکار، نه یک زیردست رفتار می‌کنند و آن‌ها برای فهمیدن جستجو می‌کنند، نه امر کردن و دستور دادن. آن‌ها ناشنوا نیستند، آن‌ها وابسته هستند، چراکه نشان می‌دهند که مراقب‌اند. هرکسی می‌تواند به ارزش دنیای شما اضافه کند اگر شما میل به شنیدن داشته باشید.

چند بار شما کسی را به خاطر موقعیت یا عنوان شغلی ازدست‌داده‌اید، آن زمان که شما فقط می‌بایست به‌عنوان شنونده حضور می‌داشتید. خرد فقط از همسالان و کسانی که از شما بالاتر هستند نمی‌آید، بلکه می‌تواند از هر جا، هر زمان ناشی شود، اگر و تنها اگر شما میل به گوش کردن داشته باشید.

دایره تأثیر خود را گسترش دهید و از تجربه‌ها و دیدگاه‌های مختلف یاد بگیرید. شما ازآنچه که انجام داده‌اید خوشحال خواهید شد.

  1. مایل به گرفتن ضربه

رهبران واقعی نه از گرفتن اعتبار می‌ترسند، نه از سرزنش هراسانند. آن‌ها مایل‌اند اشتباهات و خطاهایشان را بپذیرند. هیچ‌کس بی‌عیب، بی‌گناه یا کامل نیست، پس چرا تظاهر به عملی را انجام می‌دهید، درحالی‌که هیچ‌کس درهرصورت شمارا باور نخواهد کرد.

ما در موقعیت رهبری، انسان‌های زیادی داریم که نمی‌توانند یا نمی‌خواهند مسئولیت چیزی را قبول کنند. انسان‌های عاقل، از رهبران، انسانی کامل انتظار ندارند، اما از رهبران انتظار دارند که شفاف و جوابگو باشند. قبول مسئولیت، برای اعمال شما یا اعمال تیم شما، از شما بزرگوار یا شرافتمند و قابل‌اعتماد می‌سازد. همچنین این عمل از شما انسان واقعی خواهد ساخت.

مردم از یک رهبر، یک ریس سیاسی نمی‌خواهند، آن‌ها کسی را می‌خواهند که بتواند با وی در تماس بوده و با آن‌ها گفتگو نمایند.

رهبری درباره مسئولیت پاسخگویی است، نه‌تنها گرفتن میل به گرفتن ضربات، بلکه توانایی در گذراندن ضربه نیز است. رهبری یک مالکیت است.

  1. درک سازش

یک روش یا چند روش مشخصی وجود ندارد که به‌عنوان یک نگرش واحد و قطعی در اختیار رهبران قرار گیرد. انتخاب یک سمت مهم‌تر از هر دو سمتی نیست که از جهت‌های مختلف به نقطه مشترک و واحدی می‌رسند.

شغل رهبران این نیست که برای جلب نظر دیگران به کشیدن خطوط دلخواه در شن و ماسه بپردازند، بلکه مردم را با دیدگاه‌های مختلف را از فواصل مختلف کنار هم جمع می‌کنند و این داستان ادامه دارد.

این را به خاطر داشته باشید که رهبر سازش و مصالحه می‌کند که حرکت روبه‌جلو ایجاد نماید که این کمی بیش از بازی ماهرانه بی‌فایده است.

رهبران واقعی می‌دانند که نباید هسته ارزش‌های توافق را به‌منظور رسیدن به یک سازش تسویه کنند. شما هیچ‌وقت یک رهبر بزرگ را که در هنر مصالحه معنی‌دار که دارای مهارت سازش در آن توافق نیست را در جایگاه عکس‌العمل نخواهید دید.

  1. بدون وقفه

رهبری از انتهای منطقه راحتی شما آغاز می‌شود. این سخت نیست که رهبران خوب را کسانی در نظر بگیریم که نه‌تنها خارج از محدوده راحتی‌شان، زندگی می‌کنند، بلکه الهام‌بخش دیگران برای عمل مشابه نیز هستند. آن‌ها مشوق و قدرت دهنده دیگران در اصول فکری چالشی، تفکر سازمانی و منطق برجسته هستند. اگر سازمان شما همیشه به دنبال دلایلی برای مدیریت ریسک است و ترس، فرصتی برای تغییر آن را نمی‌دهد، یا ترجیح می‌دهید بجای ایجاد امکانات جدید به دستاوردهای گذشته خودبسنده نمایید، رهبری شما ممکن است از تأثیرات بی‌رمقی ناشی از سکون رنج خواهد برد. بهترین روش برای نشان دادن رهبری واقعی نگاه رتبه‌بندی است. به همان اندازه که خیلی‌ها مایل به شنیدن این نکته نیستند، رهبری بدون نتیجه کمتر از یک جدول کلمات متقاطع است.

  1. هم ترازی

انتظارات مدیریت بازی ماهرانه است، اما سنگ‌فرش آن‌ها رهبری است. بهترین رهبران یک شرکت، یک دستور کار طریق فکر الهام‌بخش خواهند بود. آن‌ها رقبای داخلی ایجاد نمی‌کنند، بلکه آن‌ها در ایجاد همکاری اخلاق داخلی تمرکز دارند. بهترین رهبران کسانی هستند که عملیاتی از ارزش‌ها، چشم‌انداز، مأموریت و استراتژی هستند. این موضوع تنها از طریق درک هم ترازی برای یک هدف مشترک اتفاق می‌افتد.