چرا باید تفاوت رهبر و رهبری را بدانیم؟

واژه‌های رهبری و رهبر، اغلب به‌اشتباه برای توصیف کسانی استفاده می‌شود که مدیریت را انجام می‌دهند. بااینکه این افراد مهارت‌های بالایی دارند و کارشان را به‌خوبی انجام می‌دهند، اما تمام این ویژگی‌ها از آن‌ها مدیران عالی می‌سازد و با مفهوم رهبر فاصله چندانی دارند؛ بنابراین استفاده صحیح از کلمات در جایگاه خودشان برای سازمان‌ها بسیار حائز اهمیت است. فکر نکنید هرکسی که عنوان رهبری را یدک می‌کشد و اسم رهبر را روی خود گذاشته یا حتی دیگران از او به‌عنوان رهبر تیم یاد می‌کنند، حتماً و واقعاً می‌تواند تغییرات تحول‌گرایانه‌ای در تیم ایجاد کند. در اکثر سازمان‌های امروزی شاهد هستیم که توسط یک شخص مدیریت انجام می‌شود، حتی بدون اینکه چشم‌انداز دقیقی از آن سازمان در دسترس باشد و بدتر آنجاست که تصور شود که سازمان فوق تحت رهبری آن مدیر قرار دارد. تا زمانی که چشم‌اندازی تعریف‌نشده و شخصی الهام‌بخش دیگران برای رسیدن به آن چشم‌انداز نباشد رهبری در آن سازمان شکل نگرفته و مدیریت همچنان حاکم است. این موضوع می‌تواند در آینده مشکلاتی جدی به دنبال داشته باشد.

در فرهنگ لغت وبستر (Websterرهبری به‌عنوان «قدرت یا توانایی هدایت افراد دیگر» تعریف‌شده است، اما اغلب مردم، رهبری را چیزی فراتر از این تعریف می‌دانند. در یک تعریف جامع‌تر، واژه رهبری به سیستمی گفته می‌شود که با تفکر سازمانی و شناخت نقاط ضعف و قوت، افراد را دررسیدن به هدف مشترک هدایت می‌کند.

ولی رهبران کسانی هستند که به خود و دیگران در انجام کار درست کمک می‌کنند. آن‌ها مسیر رسیدن به اهداف را مشخص می‌کنند، چشم‌اندازی الهام‌بخش به وجود می‌آورند و خالق ایده جدیدی هستند. نقش رهبری این است که آنچه را که برای پیروزی سازمان لازم است را شناسایی و مشخص می‌کند. درحالی‌که رهبران ضمن مشخص کردن مسیر با استفاده از مهارت‌های مدیریتی به شیوه‌ای اثربخش و بی‌نقص، تیم خود را به‌سوی مقصد درست هدایت می‌کنند.

به عبارتی رهبران افرادی هستند که خود را با ویژگی‌های خاص می‌آرایند: مانند استعدادیابی و پرورش استعداد افراد در جهت رسیدن به اهداف مشترک. رهبران افرادی الهام‌بخش برای دیگران در اصول فکری و چالشی هستند.

لازم به ذکراست که هر سیستم آموزشی برای طی کردن درست مسیر و کسب موفقیت، نیازمند رهبرانی کارآمد و متخصص هست تا امور را به دست‌گیرند و هدایت صحیح دانش‌آموزان، معلمان، والدین و سایر کارکنان را در جهت رسیدن به اهداف مشترک، میسر سازند.

 در این مقاله سعی شده به بررسی ویژگی‌های رهبر و رهبری در حوزه آموزش بپردازیم.

جالب است بدانید به رهبر آموزشی در ایالات‌متحده «مدیر مدرسه» و در انگلستان به آن «مدیرکل آموزشی» گفته می‌شود. رشته رهبری آموزشی در ایالات‌متحده تنها در چند دانشگاه محدود ارائه‌شده است.

بسیاری از مشکلات موجود در حوزه آموزش مانند نبودن عدالت آموزشی (بهره‌گیری همه استعدادهاي كشور از امكانات آموزشی مطلوب متناسب با نيازهايشان و جلوگيري از انباشت امكانات و توانمندی‌ها در يك نقطه خاص يا برخي مناطق) بین دانش‌آموزان از طریق رهبری صحیح آموزشی قابل‌حل است. نبودن عدالت آموزشی منجر به پیدایش طبقات آموزشی متفاوتی در بین دانش‌آموزان می‌شود. البته با یک خودارزیابی می‌توان به‌راحتی به بررسی این موضوع در بین دانش‌آموزان پرداخت. لازم به ذکر است که اصطلاح «رهبری آموزشی» برای مقاطع بعد از مدرسه مانند رهبری در کالج‌های محلی، کالج‌های اختصاصی و… نیز به کار می‌رود.

به قول ماری هانسن (Marie Hansen)، رئیس کالج کسب‌وکار دانشگاه هوسن: (Husson) رهبری یعنی استفاده از تأثیرگذاری یک نفر برای کمک در راهنمایی دیگران برای دستیابی موفق به یک هدف، بدون میل به شناخته شدن و عدم نگرانی از اینکه دیگران چه فکری می‌کنند و نیز با آگاهی از مسائل داخلی یا خارجی که ممکن است نتایج موردنظر را تغییر دهند.

در پایان:

 رهبری یعنی انگیزه دادن و الهام‌بخشی، بزرگ فکر کردن و هرگز دست از تلاش برنداشتن، حتی زمانی که دیگران می‌خواهند انصراف دهند. درحالی‌که رهبران افرادی هستند که می‌دانند چگونه به اهداف برسند و چطور افراد را در طی این مسیر تشویق کنند. رهبران به افراد، از طریق یک چشم‌انداز مشترک و ایجاد محیطی که در آن احساس ارزشمندی و رضایت می‌کنند، انگیزه می‌دهند.